انسان در روند حیات اجتماعی خویش، نیاز خود را در ابراز و عملکرد آن معطوف نموده،تا عصر حاضر که انسان،چه در درون فضاهای کالبدی و چه در برون فضاهای آزاد،نقش اساسی خود را ایفا می نماید.انسان بدون چنین گرایشی مفهوم تمدن و فرهنگ را گم می کند.
در عصری که کلیه علوم و فنون طی تکامل خویش به تفکیک رشته ها و حتی زیر پایه ها و مویرگ های تخصصی را نموده،تعاریف و مشخصات ویژه هر یک را به جامعه بشری عرضه داشته است.انسان بر روی ماوای فیزیکی خود و درون کالبدزیستی نیاز به انتظام و بهره بری هر چه بیشتر فضاهای محیطی دارد.
با این نگرش،نیاز واقعی و پایگاه علمی،هنری و انسانی رشته معماری داخلی در فرهنگ امروزی جامعه کاملاً محسوس می باشد.در این قرن که حرمت و کرامت انسان شرط انتظام علمی و مذهبی هر جامعه است،لذا جامعه می تواند بر حسب آگاهی و تکامل خویش موجبات رفاه و آسایش برای همگان فراهم سازد و انتظام تربیت آن را برعهده گیرد.با توجه به مراتب فوق وجود دانشگاه برای آموزش معماری داخلی از اخص نیاز جامعه می باشد.
دوره کاردانی حرفه ای معماری داخلی یکی از دوره های آموزشی عالی و هدف آن تربیت افرادی است.که بتوانند فاصله تخصصی بین معمار و سطوح پایین تخصصی را در کارهای اجرایی معماری پر نماید و در زمینه طرحی به عنوان دستیار مهندس معمار همکاری نمایند.اگر معماری راحت سازی فضای زیستی انسان هاست،معماری داخلی اخص موضوع است.باید بپذیریم که معماری قادر به پوشش تمام شقوق تخصصی خود نیست و آن چنان که در تمام جوامع پیشرفته تحت عنوان کارآیی ها و یا گرایش های مختلف مطرح است در ایران هم با توجه به توسعه علمی چاره ای جز قبول حقایق و اجرای آن نداریم.با نظری اجمالی به دروس تفضیلی این رشته حداقل توانایی که بر آنان می توان قایل شد به قرار زیر است:
الف) انتظام هنری پوسته های درون زیست کالبدی (منازل،مساجد،فروشگاه ها،هتل ها،فضاهای مذهبی،بیمارستان ها،فرودگاه هاو...)
ب) انتظام هنری با سازه های سبک در کاربردهای زیستی مانند: (بناها با سازه های سبک،پارک ها،نمایشگاه ها،یادبودها و .....)
از نقطه نظر هویت ملی معماری،اقل موضوع این که اگر در گذشته مسجدی یا بنایی احداث می گردید گچ برها،مقرنس کارها،معرق کارها و ... به همراه معمار و هنرمندان دیگر شقوق معماری بنا را به این پایه که هست رسانیده اند و اگر کلبت یک بنا را یک اثر معماری بنامیم،انتظام هنری پوسته های درون کالبدی آن بنا،به مراتب سهم بیشتری از انتظام پوسته ای آن بنا را داشته و در حال حاضر هم در ساختمان های امروزی دارد،به عنوان مثال در یک هتل انتظام هنری کالبدی مانند (ورودی ها،فضاهای انتظار،اطلاعات،سالن اجتماعات،سالن ناهار خوری،راهروها،اتاق ها و سرویس ها،نماهای داخلی و خارجی،نورها،رنگ ها،کف ها،انتخاب مصالح و ...) به مراتب هزینه دارتر و زمان بر تر از طرح کالبدی آن هتل را دارد که قسمت نخست از وظایف و مسوولیت های معماران داخلی می باشد.اگر مبانی ارزشی معماری یا انتظام عملکردی را بیشتر از دیگر شقوق فعلی گروه معماران داخلی می باشد.اگر مبانی ارزشی معماری یا انتظام عملکردی را بیشتر از دیگر شقوق فعلی گروه معماران در جهان بدانیم به نظر می رسد که ریشه های انتظامی عملکرد شکل پذیری را باید از معماری داخلی جهت رسیدن به فرم های عملکدری معماری دانست.